|
1- صحرایی در میان ظروف آشپزخانه!- امپراتور جاده ها 2- از جیب من و شما خبر ندارد- اگر \"بار\" داشت خوردنی می شد 3- بیماری عضو رونده- ظاهرا اشرف مخلوقات است اما تمام مخلوقات از دستش در عذابند 4- پایتخت بی خطر البته فقط در املا!- ضمیر اشاره- چین و چروک که با اتو هم صاف نمی شود 5- از \"کافور\" یک ویتامین کم دارد- اضطراب پرنمک!- یخ مایع 6- کشتی غیرمستقیم!- رود ناشنوا- خیر تازی است که ربطی به خوبی ندارد- بر آن نمک پاشیدن بی انصافی است 7- واجب تر از ضروری- از فردای خودش خبر ندارد آنوقت آینده من و شما را پیش بینی می کند 8- سبزی آدم های تنبل- عزیزترین حرف لاتین!- نیمه شریف!- خط کش مهندسی 9- در کشتی می زنند- غذای اطفال قرن بیست و یکم- گاوی از جنس آهن 10- وسیله دفاعی درازگوش- به خاطر مصلحت خودشان به آن می زنند- کلی تمرین کرده 11- واحد پول دخترانه!- کریه المنظر 12- چیزی به رونمای عروس خانم نمانده- شیوه های عربی از زبان استاد ادبیات 13- هم (ده بعلاوه دو) و هم (ده منهای دو)!- کمربند نامریی زمین.
|